تبليغاتX
داستانک های من - کودکی افسردگی

کودکی افسردگی

 

فاطمه 4 ساله که بخاطر سر و صدا هنگام بازی در اتاق یک سیلی محکم از پدرش خورده بود ، دستش را روی صورتش گرفته بود و گریه می کرد. صادق برادر 7 ساله اش که خودش نیز از این سیلی ها زیاد خورده بود ، در حالی که خودش را در حاله ای از سکوت حس می کرد ، به خواهرش خیره شده بود و با دندان ناخون هایش را می مکید و به موضوعی فراتر از سنش فکر می کرد که چرا باید یک دختر بچه در این سن اینگونه تنبیه شود. صادق وقتی 27 ساله شد 5 سال بود که داروی ضد افسردگی مصرف می کرد.

+ نوشته شده توسط حمید اباذری در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 13:24 |