تبليغاتX
داستانک های من - فضای ایده

فضای ایده

 

زیر نور چراغ مطالعه با یک خودکار و چند برگ سفید ، روی یک صندلی گردان با چرخهای نرم و روان که به هر سمتی که دلت خواست ،حرکت کند و پشتی راحت برای ساعتها نشستن پشت میز تحریری که از چوب راش ساخته شده ،در اتاقی کاملا خصوصی که از پنجره اش نور ماهی می تابد که دور زمین در منظومه ای از چند سیاره و ستاره دیگر در کهکشانی راه مانند می چرخد  که فقط دو نقطه ریز در پهنه جهان هستی را به هم وصل می کند ،نویسنده تازه کار نشسته بود و به یک ایده برای داستان جدیدش فکر می کرد.

+ نوشته شده توسط حمید اباذری در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387 و ساعت 13:25 |